چهارشنبه 25 شهريور 1405
کانال سراج24 در ایتاکانال سراج24 در بله
۱۳۹۳/۰۳/۱۱ - ۱۸:۴۴

هالیوود ابزاری در جهت پیشبرد اهداف آمریکا

در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی همواره مطرح است که میهن، نیاز به «دفاع» و محافظت دارد و» خشونت مشروع» و کشتار غیرقانونی مستقیم «تروریست‌ها» به عنوان ابزارهای لازم امنیت ملی مورد حمایت قرار می‌گیرد.

هالیوود ابزاری در جهت پیشبرد اهداف آمریکا

به گزارش سراج24، سمیرا رزاقی: شهرت هالیوود به خاطر استودیوهای فیلم‌سازی آن است و این واژه اغلب به عنوان کنایه‌ای برای صنعت سینما و تلویزیون آمریکا به‌کار برده می‌شود.

در سال ۱۸۵۳ با ساخته شدن یک کلبه خشتی که بعد‌ها هالیوود نام گذاری شد، این کمپانی سینمایی شکل گرفت و نام آن توسط H.J.Whitley یا همان پدر هالیوود انتخاب شد.

با شروع قرن بیستم، هالیوود متشکل از انجمنی به نام کاهونگا و یک اداره پست، یک روزنامه، یک هتل و ۲ سوپرمارکت با جمعیتی حدود ۵۰۰ نفر بود. با آغاز سال ۱۹۱۰، کارگردانی به نام D.Griffiths، همراه گروهی از بازیگران توسط کمپانی بیوگراف به ساحل غربی فرستاده شدند.

آن‌ها در محلی نزدیک مرکز شهر لس‌آنجلس به فیلم‌سازی مشغول بودند ولی کمپانی تصمیم داشت مناطق جدیدی بیابد به همین دلیل به سمت شمال، دهکده‌ای در نزدیکی هالیوود رفت.

سپس گریفیث اولین فیلمی را که در هالیوود ساخته شد فیلمبرداری کرد. کمپانی ماه‌ها آنجا اقامت کرد و پیش از بازگشت به نیویورک چندین فیلم ساخت.

بعد از معروف شدن این مکان در سال ۱۹۱۳ فیلم سازان بسیاری برای فیلم ساختن به غرب رفتند.

اولین فیلم برجسته ساخته شده در هالیوود در سال ۱۹۱۴ با کارگردانی سسیل دمیل به نام «مرد زن نما» بود. تمام فیلم‌هایی که بین سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۳ در هالیوود ساخته شد، سوژه‌های کوتاه بودند. با این فیلم، صنعت فیلم سازی هالیوود متولد شد.

هالیوود؛ پایتخت سینمایی جهان
در خلال جنگ جهانی اول هالیوود تبدیل به پایتخت سینمایی جهان شد. در سال ۱۹۸۵ ناحیه تجاری و تفریحی بلوار هالیوود برای محافظت از ساختمان‌هایش و حصول اطمینان از اینکه گذشته هالیوود به عنوان بخشی از آینده آن حفظ شود، در لیست رسمی آثار تاریخی ملی آمریکا قرارگرفت.

سینمای مستقل آمریکا بعد از دهه ۶۰ حضور پیدا کرد. قبل از آن استودیوهای هالیوودی اجازه نمی‌دادند که کارگردانان فیلم‌های خودشان را بسازند و شدیداً بر فیلم‌ها احاطه داشتند.

فیلم‌سازانی چون جان فورد و هیچکاک نمی‌توانستد فیلم‌های خود را تدوین کنند چون تهیه کننده بر آن‌ها اعمال نظر می‌کرد. اما بعد از دهه ۶۰ و ظهور مکاتب مختلف در هنر و همچنین تغییر علاقه مردم و جوانان به فیلم‌هایی که فرهنگ عامه داشتند، باعث شد تهیه‌کنندگان هالیوودی هم به فیلم‌های مستقل‌تر بیشتر توجه کنند و اینجا بود که کارگردانان جوان و نوجویی مثل اسپیلبرگ، اسکورسیزی، کاپولا و ودی پالما توانستند فیلم‌های مورد علاقه خود را بسازند و تهیه‌کنندگان هالیوودی هم به آنان توجه ویژه‌ای کردند.

اما در این بین سوالی مطرح می‌شود که چرا شرکت‌های بزرگ چند ملیتی باید سرمایه‌گذاری عظیمی در مقوله فرهنگی داشته باشند؟ آیا سرمایه گذاری بر کالاهای فرهنگی در دنیا به عنوان یک تجارت پر سود است؟

از آنجایی که مبنای اقتصاد نئوکلاسیک و در واقع مکتب فعلی اقتصادی نظام سرمایه‌داری که در طول تاریخ با تغییراتی روبه‌رو بوده، همواره یک اصل بدیهی را در خود جای داده است. این اصل بدیهی که به عنوان سرلوحه انسان اقتصادی تفسیر شود‌‌ همان انتخاب بر اساس منفعت اقتصادی است.

صنعتی به دنبال تبلیغ تمدن و مصرف‌گرایی
صنعت سینما در حال حاضر از دو طرف تجارت پرسودی را برای کشور آمریکا رغم زده است؛ یکی از منظر تبلیغ تمدن و مصرف‌گرایی و در نتیجه ایجاد بازارهای جدید برای فروش محصولات خود و از سوی دیگر از طریق فروش فیلم‌های هالیوودی به فعالیت خود در دنیای صنعت ادامه می‌دهد. البته این تحلیل از تجارت پرسود آمریکا فقط درآمدهای مستقیم آن را در نظر گرفته و درآمدهای غیرمستقیم آن وارد تحلیل نشده است.

برخی از تحلیل‌گران اقتصادی سینما معتقد هستند هالیوود به عنوان قلب تمدن غرب مطرح است و از آنجایی که تمدن براساس تولید علم و اندیشه پایدار است، تمدن غرب با وجود همین رسانه‌ها حتی به ظاهر زنده بودن خود را تضمین می‌کند و با هدف جهانی‌سازی کشور‌ها به فعالیت خود ادامه می‌دهد؛ حتی از سال ۱۴۵۵ از زمان اختراع دستگاه چاپ، رسانه‌ها در خدمت تمدن غرب بودند.

آن‌ها بر روی این نکته تأکید می‌کنند که از یک سو هزینه‌های تولید فیلم‌ها بیشتر و بالا‌تر از حد معمول است و از سوی دیگر، بازاریابی و تبلیغات مربوط به این فیلم‌ها هزینه زیادی را به تهیه‌کنندگان سینما تحمیل می‌کند.

برای مثال، فیلمی که با هزینه‌ای ۸۰ تا ۱۰۰ میلیون دلار شده، در صورتی که فروش ۱۵۰ میلیون دلاری کند، هنوز یک فیلم موفق ارزیابی نمی‌شود؛ به طوری که اگر رقم ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار هزینه‌های تبلیغات و بازاریابی را به رقم بالا اضافه کنیم، متوجه می‌شویم که فیلم موردنظر در گیشه‌های آمریکا شکست تجاری خورده است.

آمار‌ها نشان می‌دهد در سال ۲۰۱۰ تعداد ۵۱۸ عدد فیلم در آمریکا اکران شده است که مجموع فروش این فیلم‌ها در داخل آمریکا ۱۰ میلیارد و ۶۰۰ میلیون دلار بوده است اما رکورد ۲۸ میلیارد دلاری گیشه فروش بین‌المللی در سال ۲۰۰۹و ۲۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار در سال ۲۰۱۰ از این جهت دارای اهمیت زیادی است که این رقم در شرایط رکود سخت اقتصادی به دست آمده است.

با کمال شگفتی و با توجه به بحرانی که از سال ۲۰۰۸ آغاز شد و اقتصاد دنیا را متأثر کرد شاهد افزایش فروش فیلم‌های آمریکایی در دنیا هستیم و این افزایش رقم قابل توجه ۱ میلیارد دلار نشان می‌دهد که این موضوع خود گواه تبلیغات گسترده و همین طور توسعه بازار این صنعت در دنیا است.

برای اینکه بیشتر به درک گسترده بودن فعالیت‌های هالیوود در جهان برسیم، می‌توان نیم نگاهی به ریشه دواندن این صنعت در اقتصاد آمریکا کرد به طوری که این صنعت قادر به اشتغال زایی به صورت مستقیم برای ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۹ بوده است که مجموع دستمزد این تعداد شغل، ۴۱ میلیارد و ۱۰۰ میلیون دلار، که به طور میانگین درآمد هر شغل ۷۴ هزار و ۴۰۰ دلار می‌توان در نظر گرفت.

باید به این نکته توجه داشت که امروزه هالیوود دیگر به عنوان سینما و هنر نیست بلکه تبدیل به صنعتی شده که به شکل دهی جامعه و تمدن سازی می‌پردازد.

هالیوود ابزار دست سیا
شواهد و قرائن نشان می‌دهند که هالیوود، صنعت فیلم‌سازی پرزرق و برق آمریکا، هنوز هم به عنوان یکی از اهداف اصلی نفوذ و دستکاری بسیاری از سازمان‌های دولتی آمریکا، ‌ بالاخص سیا، مطرح است.

هالیوود همواره موثر‌ترین ابزار در جهت دیپلماسی عمومی دولت آمریکا بوده است؛ به طوری که صنعت سینمای آمریکا نقش مهمی در ارائه الگوهایی جذاب از ارزش‌های خاص و خصوصاً آزادی، خط مشی زندگی و نشر فرهنگ از نوع آمریکایی ایفا کرده است، به گونه‌ای که میان بسیاری از اقشار و خصوصاً جوان در سراسر جهان، این گونه جا افتاده که آمریکا سرزمین فرصت هاست و این دقیقاً یکی از اهدافی است که پنتاگون از طریق کمک به فیلم‌های هالیوودی آن را پیگیری می‌کند.

بر همین اساس، تحلیل ساختار کلی فیلم‌های نظامی هالیوود، تماشاچی را به مضامین و محورهای اصلی مشترک این فیلم‌ها واقف می‌کند؛ برتری آمریکایی، وطن پرستی آمریکایی، تقبیح جاسوسی و خیانت و از همه مهم‌تر قهرمان و ناجی نشان دادن نیروهای نظامی این کشور است.

در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی همواره مطرح است که میهن، نیاز به «دفاع» و محافظت دارد و» خشونت مشروع» و کشتار غیرقانونی مستقیم «تروریست‌ها» به عنوان ابزارهای لازم امنیت ملی مورد حمایت قرار می‌گیرد.

مسئولان پنتاگون به آثار پیام‌های ارسالی این فیلم‌ها ایمان دارند و معتقدند با توجه به ماندگاری آثار تبلیغ در ذهن مخاطب، آنان در آینده، در مقام قضاوت و انتخاب درست و نادرستی، موردی را برمی‌گزینند که از این محتوا‌ها آموخته‌اند که بر همین اساس برای ساخت این فیلم‌ها بودجه‌های هنگفتی نیز هزینه می‌کنند.

منبع:رویکرد

انتهای پیام/

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۴